الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
91
الغدير ( فارسى )
ابن حجر نقل مىكند كه گفتهاند : محمد بن ابى بكر در خانهء زنى از قبيلهء غافق مخفى شده بود كه برادرش او را پناه داده بود و خود نيز تحت تعقيب معاوية بن حديج بود . خواهر ناقص عقل اين مرد مأموران را كه ديد ، پنداشت كه آمدهاند برادرش را دستگير كنند . ناگهان گفت : آيا شما را به محل محمّد بن ابى بكر راهنمايى كنم تا برادرم را نكشيد ؟ گفتند : آرى . آنگاه آنها را راهنمايى كرد تا به محمد دست يافتند و محمد گفت : مرا به خاطر ابو بكر رها سازيد . معاويه گفت : من هشتاد نفر از طايفهء خودم را به انتقام خون عثمان كشتهام ، آن وقت ترا رها سازم ؟ « 1 » امثال اين فجايع و تبهكاريها و جنايات ، تنها براى تقرّب به عمرو عاص و جلب رضايت پسر جگرخواره صورت مىگرفت ، آن هم به دست كسانى كه از دوران جوانى و بويژه از زمانى كه با شركت در جنگ صفين آتش فتنه را شعلهور كردند ، در ريختن خونهاى پاك هرگز بيمى نداشتند . آنان اسير شهوات خود شدند و نتوانستند از ريختن خون نيكان و پاكان دست بردارند . فرض كنيد كه محمّد اين اعمالى را كه آنها پنداشتهاند ، بر عليه عثمان انجام داده بود . باز جاى شگفتى است كه كسانى چون معاويه و عمرو عاص به خونخواهى عثمان برخيزند ، زيرا هنگامى كه عثمان از معاويه كمك خواسته بود ، پاسخ نداد تا كشته شد . عمرو عاص هم از قتل عثمان اظهار شادى كرده و گفته بود : من او را كشتم ، در حالى كه در وادى سباع بودم . همچنين گفته بود : من كسى هستم كه به هرفتنهاى تا حصول نتيجه دامن مىزنم . وى نيز گفته بود كه من پيش از وقوع ناملايمات هراس در دلها مىافكنم . او همچون چوپانى كه بالاى كوه گوسفندان را جمع كند ، افراد را بر عليه عثمان گردمىآورد و به فتنهانگيزى مىپرداخت . « 2 » آيا معاويه آن سپاه و افراد را به يارى عايشه نفرستاد كه در بين مردم فرياد برآورد : نعثل [ عثمان ] را بكشيد ، خدايش بكشد كه كافر شده است . « 3 » آيا معاويه به دنبال طلحه و
--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب : 9 / 80 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 136 - 140 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 78 - 86 .